الشيخ أبو الفتوح الرازي

42

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كجاست ؟ حقّه پيش او بنهادند ، او بر گرفت و بجنبانيد ، و جبريل آمد و خبر داد او را كه : در اين حقه درّى است يتيم ناسفته و مهرهء يمنى است كژ سفته . سليمان - عليه السّلام - بگفت . رسول گفت ، راست گفتى ، اكنون بگوى تا ناسفته بسنبند ( 1 ) و سفته را ريسمان دركشند . سليمان - عليه السّلام - گفت : كيست كه اين بداند سفتن ؟ انسيان ندانستند و نه نيز جنّيان ( 2 ) ، شياطين گفتند : اين كار ارضه ( 3 ) است ( 4 ) ، لبنگ . سليمان - عليه السّلام - او را بخواند ، او موى در دهن گرفت و آن جا كه سليمان رسم زد بسفت تا از ديگر جانب برون ( 5 ) آمد . سليمان ( 6 ) گفت : چه خواهى ؟ گفت : از خداى بخواه تا روزى من از درختان ( 7 ) كند . سليمان گفت روا باشد اين حاجت . آنگه گفت : كيست كه ريسمان در اين مهره سفته كشد ؟ كرمكى سفيد گفت : من تمام كنم ، آنگه رشته در دهن گرفت و از اين جانب در رفت و به دگر جانب برون آمد . سليمان گفت : چه خواهى ؟ گفت : از خداى بخواه تا روزى من از ميوه‌ها كند ، گفت كرده شد . آنگه گفت : اين غلامان و كنيزكان را پيش من آريد . پيش بردند ، بفرمود تا اناءهاى آب بياوردند ، و فرمود ايشان را تا پيش او دست و روى بشستند . آنان كه كنيزكان بودند آب از ( 8 ) اناء ( 9 ) به يك دست بر گرفتند و بر ( 10 ) ديگر ريختند ، و آنگه بر روى زدند ، و غلامان به يك بار آب از اناء ( 11 ) بگرفتند ( 12 ) و بر روى زدند ، و كنيزكان آب بر باطن ساعد نهادند و غلامان بر ظاهر . سليمان - عليه السّلام - به اين فرق كرد ميان ايشان . آنگه آن هديّه‌ها هيچ قبول نكرد و همه ردّ كرد و گفت : * ( أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّه خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ ، ) * مرا به مال مدد مىكنى ، آنچه خداى مرا داده است

--> ( 1 ) . آب ، آز : ببشنيد ، آل : بشنيد ، مش : بسفند . ( 2 ) . كا : و جنّيان از آن عاجز آمدند . ( 3 ) . آب ، آز : ارضا . ( 4 ) . كا يعنى . ( 5 ) . آب ، آج ، آل ، آز ، مش ، كا : بيرون . ( 6 ) . كا او را . ( 7 ) . كا : ميوه‌ها . ( 8 ) . آل ، مش : ندارد . ( 9 ) . كا : انابيل . ( 10 ) . كا دست . ( 11 ) . مش : غلامان آب به يك بار از آب اناء . ( 12 ) . آل : برگرفتند ، كا : بر مىگرفتند .